تبليغاتX
سنگ صبور - اکنون مسافرم
دل نوشته ها و ناگفته ها
 

               


                     روشنایی الهی مرا احاطه کرده است               عشق الهی مرا در بر گرفته است


                        نیروی خدا مرا حمایت می کند                      حضور خدا مراقب من است

                                                   هر جا که هستم ، خداوند آنجاست
 

 

خوابِ زیارتت آقا، دنیامو زیر و رو کرد

دلم به یادِ حَرَمت، فقط یه آرزو کرد

الهی تا رجب شده، بَراتَمو بگیرم

تعبیرِ خوابم این باشه، تو حَرَمت بمیرم...

 

هنوز باورم نمیشه. تا وقتی هم که چشمام به گنبد زرد و پرچمِ سرخ نیفته، همچنان باورم نمیشه. هیچ وقت دلم تا این اندازه هوایی نبوده و شوقِ پریدن نداشته.

همه این روزایی که گذشت، چقدر دلم می خواست برم بچسبم به خودِ خودِ خدا. و حالا خدا قراره دستمو بذاره تو دست کسی که چسبیدن به خودِ خودِ خدا رو خیلی خوب بلد بود.

اون روزیکه چشمام برای اولین بار به عظمتِ خونه خدا افتاد، با خودم فکر کردم اینجا اولِ دنیاست، جایی که همه خلقت ازونجا شروع میشه و هرکی بیاد اینجا دوباره از نو متولد میشه و از نو شروع میکنه...

پام که به خاک وطن رسید، اشتیاقِ عجیبی سرتاسر وجودمو گرفت برای اینکه برم و آخر دنیا رو هم ببینم. حسی که تا قبل ازون هرگز تجربه نکرده بودم. نمی دونم چرا، اما همیشه فکر کردم کربلا، آخر دنیاست و چه خوبه آدم، روزی برسه به اونجا که قراره تموم بشه، قراره سرشو روی شونه های خاکِ خوش عطرش بذاره و دیگه هیچ آرزویی نکنه...

چهار ساله توی اون اشتیاقِ عجیبی که با خودم سوغات آوردم می سوزم و نمی دونم چرا نمیشه برم و برسم به آخر دنیا. اما...

اما حالا گفتن بیا، نمی دونم چجوری و چه وقت گفتن. فقط یه روز یه کسی دستشو دراز کرد و گفت بیا. همه چی یکدفعه شد. چشم که باز کردم، اسمم رفته بود توی لیست.

برای همینم هست که هرچند این روزها، حوادث اخیر عراق، چشمهای خیلی از عزیزانم رو نگران کرده، اما نتونستم برم و با دست خودم، اسممو از توی لیست زائراش خط بزنم. آخ که اگه واقعا اسمم توی اون لیست اصلی باشه... یعنی میشه؟

 

فردا مسافرم، اگه خدا بخواد. همراهای عزیز و مهربون سنگ صبور، صمیمانه ازتون میخوام این مسافر رو حلال کنید و ازش بگذرید. اگه لیاقتش باشه، هرجا دلم به نورِ وجود اون بزرگواران روشن شد، حتما یادتون می کنم.

التماس دعا!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 11:39  توسط مهدیه یکتا  |