روشنایی الهی مرا احاطه کرده است عشق الهی مرا در بر گرفته است
مدتها قبل، توی نمایشگاه مطبوعات، از کنار غرفه ی مجله موفقیت که رد می شدم، یه نفر یه کارتی داد دستم که روش نوشته بود:
یه روزی
یه جایی
یه جوری
یه کسی
یه چیزی
صبر داشته باش
صبر داشته باش...
یه نگاهی بهش انداختم و پیش خودم فکر کردم یه نوشته ی تکراری! این جمله ها رو تا حالا بارها و بارها شنیدم.
اما حالا که فکر می کنم، احساسم اینه که همه ی ما این جمله ها رو، در کنار هم، خیلی خوب می شناسیم و مفهومشون رو به خوبی درک می کنیم. الزاماً هم اونها رو جایی نخوندیم یا از کسی نشنیدیم. در حقیقت این کلمات، تو اعماق وجود همه مون نوشته شده و اونقدر با تار و پودمون قاطیه که فکر می کنیم تا حالا بارها شنیدیم یا خوندیمشون.
یعنی ما همگی یه جورایی منتظریم، منتظرِ یه روزی، یه کسی، یه چیزی...
که مطمئنیم بالاخره بهش می رسیم، فقط باید صبر داشته باشیم.
الان حتی نمی دونم اون کارت رو کجا گذاشتم، اصلا دارمش هنوز یا نه. اما کلماتش رو خیلی خوب به خاطر دارم. انگار خیلی قبل تر از دیدنِ اون کارت، مدتها با کلماتش زندگی کرده بودم و توی ناخوداگاهم پرورششون داده بودم.
و حالا که خوب فکر می کنم، می بینم هنوزم یه جایی توی ذهنم دنبال اون روز، اون جا، اون چیز... می گردم و همچنان با اینکه دقیقاً نمی دونم کجاست و کِی اتفاق میفته، برای رسیدن بهش منتظر و صبورم.